منوی اصلی
آرشیو مطالب
دیکشنری
ذکر روزهای هفته
طراحی و پیاده سازی
آمار بازدید
آمار
اتل متل یه بابا =که اون قدیم قدیما
حسرتشو میخوردند =تمومی بچهها
اتل متل یه دختر =دردونه باباش بود
هرجا که بابا میرفت =دخترش هم باهاش بود
اتل متل توتوله= چشم تو چشم گلوله اگر پاهات نلرزيد= نترسيدي قبوله
ديدم كه يك بسيجي= نلرزيد اصلاً پاهاش جلو گلوله وايستاد= زُل زده بود تو چشماش
اتل متل يه بابا= يه باباي شكسته
خيلي پهلوون ولي= نحيف و زار و خسته
بپرس ازش تا بگه= چه جور ميشه سوخت و ساخت
با فروش زندگي= اجاره خونه پرداخت
اتل متل يه جعبه= پر از مداد رنگى اتل متل يه بچه= چه بچه زرنگى با يك مداد هاش ـ ب= توى اتاق نشسته فكر مى كنه به باباش = جفت چشاشو بسته
اتل متل یه بابا = که اسم اون احمده
نمره ی جانبازیش = هفتادو پنج درصده
اون که دلاوری هاش= تو جبهه غوغا کرده
حالا بیاین ببینین = کلکسیون درده
اتل متل يه بابا= دلير و زار و بيمار اتل متل يه مادر= يه مادر فداكار اتل متل بچهها= كه اونارو دوست دارن آخه غير اون دوتا= هيچ كسي رو ندارن
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به ستار غافل پور میباشد.
کپی برداری از سایت با ذکر منبع بلامانع است.