دکتر مجتبی الحسینی، پزشک نظامی عراقی، پیرامون نحوه واژگونه ی انعکاس شکست های هولناک ارتش عراق در نبرد فتح توسط رسانه های گروهی رژیم بعث می نویسد:
... در بحبوحه عملیات ایرانی ها، همه مردم، به ویژه آنهایی که برای اطلاع از سرنوشت فرزندان شان به شهر «العماره» رفته بودند، خبرهای مربوط به شکست های نیروهای ما را برای یکدیگر تعریف می کردند. این عده هنگام ورود به شهر العماره، گروه گروه از نیروهای عراقی را می دیدند که بعد از فرار از منطقه مرزی «فکّه» وارد العماره شده بودند.
با این همه، رسانه های تبلیغاتی رژیم -به ویژه تلویزیون - با وقاحت تمام، اخباری غیرواقعی همراه با تصاویری جعلی از صحنه ی نبرد را به نظر مردم رسانده، شکست را پیروزی و فرار را پیشروی و فتح نشان می داد!
... خاطرم هست که آن روز از تلویزیون فیلم مستندی همراه با تفسیر سیاسی پخش شد. این فیلم، یک افسر عراقی را نشان می داد که اطراف او را عده ای سرباز عراقی احاطه کرده و همگی در حال نوشیدن آب از رودخانه کوچکی بودند که مفسر تلویزیون عراق ادعا می کرد رودخانه «کرخه» است. مفسر تلویزیون با هیجان فراوان می گفت: «این همان رودخانه کرخه است و اینان نیروهای ما هستند که در کنار رودخانه مستقر شده اند.» حال آنکه در حقیقت، آن رود کوچک، همان رودخانه ی مرزی «دویرج» بود که در نزدیکی مرز بین المللی فکّه واقع شده است.
خالد حسین نقیب نیز در فصلی از کتاب خود، ذیل عنوان «سرنگ تبلیغات»، به نکات جالبی در باب انحراف افکار عمومی مردم عراق توسط رسانه های گروهی رژیم بعث طی نبرد فتح مبین اشاره می کند:
... بعد از نبردهای «شوش - درفول»]عملیات فتح مبین[ و وارد آمدن شکست سنگین بر پیکره ی رژیم، حیثیت و اعتبار نظام حاکم بر عراق در داخل و خارج از کشور بر باد رفت... رژیم برای کتمان حقایق این شکست، سعی کرد به حربه ی «تبلیغات» متوسّل شود که تا حدودی نیز در این امر موفق شد. صدّام، عنوان «سپاه یدک» را به رسانه های تبلیغاتی عراق اطلاق می کرد... در خلال نبردها، برنامه ای تحت عنوان «صور من المعرکه» - یا «تصاویری از نبرد» - از تلویزیون پخش می شد. فیلمبرداران، اجساد کشته های عراقی را در مکانی جمع آوری کرده و بعد از درآوردن یونیفرم های نظامی شان، آنها را به عنوان اجساد نیروهای ایرانی به تصویر می کشیدند. این عمل در مقابل دیدگان بسیاری از سربازان و افسران صورت می گرفت... این خدعه ی کثیف، برای متحرف ساختن اذهان ملّت عراق، در طول جنگ ادامه داشت.
منبع: كتاب هنگ سوم؛ خاطرات یک پزشک اسیر عراقی، دکتر مجتبی الحسینی، ترجمه ی محمّد حسین زوّار کعبه، دفتر ادبیات و هنر مقاومت، چاپ اول، تابستان 1370، ص 271
|