هجده مارس 1982 پنجشنبه بیست و هفت اسفند 1360 وضعیت جنگ به سود ایران تغییر نمایانی کرد؛ چون ایران سرانجام توانست نیروهای خود را سامان دهد و عراقی ها را زیر ضربات خود قرار دهد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، پیروزمندانه به سپاه چهارم ارتش عراق روی آورد و آنها را تا مرز دو کشور ]در شمال خوزستان[ عقب راند. آیت الله خمینی، سرشار از موفقیت در جبهه ها، خواهان عزل صدّام حسین شد؛ چون شخص او را عامل و مسؤول این جنگ می دانست. این فراخوان (امام) خمینی در عراق هم شنوندگانی داشت؛ چون صدّام حسین در مارس 1982 (فروردین 1361) در جلسه ی هیأت دولت عراق چنین مطرح کرد: «به نظر می رسد منظور (امام) خمینی این است که اگر من استعفا کنم، صلح برقرار می شود؛ شاید حق با او باشد.»
این جمله ای بود که منابع دیپلماتیک از قول صدّام اظهار داشتند؛ (لیکن در واقع) این ترفندی بود که بارها صدّام بدان متوسّل شده بود تا به وسیله ی آن، مخالفان بالقوه ی خود را در دستگاه دولتی شناسایی کند. حقّه ی صدّام، کار خود را کرد. «ریاض ابراهیم»، وزیر بهداری، در پاسخ صدّام گفت: «شاید اگر عالی جناب چند ماهی کنار بمانید، ما بتوانیم حرف ایرانی ها را محک بزنیم.»
صدّام در پاسخ گفت: «فکر خوبی است و باید به تفصیل درباره ی آن صحبت کنیم.» بعد به دفتر خود رفت و وزیر بهداری را به آنجا فراخواند. لحظه ای بعد، اعضای کابینه، صدای گلوله ای را شنیدند. صدّام به جلسه هیأت دولت بازگشت و به محافظان مسلّح خود دستور داد: «جسد ریاض ابراهیم را بیرون ببرید.»
چند روز بعد، خبر اعدام وزیر تیره بخت در بغداد پخش شد. علت مرگ او را «وارد کردن داروهای بد، آلوده کردن و کشتن سربازان دلاور عراقی» ذکر کردند.
منبع: كتاب لابی مرگ؛ غرب چگونه عراق را مسلح ساخت، صص 235-234
|